تبليغاتX
برگ سبز
بسم الله الرحمن الرحیم

حمد و ثنای الهی

ستایش خداوندی را که در یگانگی، والا و در بی­همتایی، نزدیک و در اقتدار شکوهمند، و در ارکان خود بسی بزرگ است. دانشش بر همه چیز احاطه دارد و حال آنکه او در مقام خوش است و آفریدگان، همگی مقهور قدرت اویند. بزرگی که پیوسته بوده و ستوده­ای که همیشه خواهد بود. پدید آورنده آسمانهای بلند و گستراننده گستره شده­ها و فرمانروای مطلق زمینها و آسمانهاست و بی­اندازه پاک و بینهایت پاکیزه است. پروردگار فرشتگان و روح­القدس و نسبت به هر آنچه آفریده، فزونبخش است و چه ساخته و پرداخته، غرقه عطا و فضل اویند. هر دیده­ای را می­بیند، و هیچ دیده­ای را توان دیدار او نیست.

بزرگوار و بردبار و بخشنده ایست که رحمتش همه چیز را فرا گرفته و منعمی است که بر همه مخلوقات منت دارد.

در اجرای کیفر مجرمان شتاب نمی­کند و به عذابی که در خور آنند تعجیل نمی­نماید. به اسرار نهان و به سویداء سینه­ها آگاه است و هیچ رازی از او پوشیده نیست و هیچ امر پنهانی او را به اشتباه نمی­افکند.

بر همه اشیاء، محیط و بر همه چیز، چیره و بر هر نیرویی غالب و بر هر کاری تواناست. نیست مانندی برایش و حال آن که او پدید آورنده همه موجودات است از نیستی. جاودانی که به عدل، پایدار است و خدایی جز او نیست. سرافراز و حکیم و والاتر از آنکه به دیده­ها مشهود گردد و لیکن او هر دیده­ای را در می­یابد و بر هر چیز دقیق و آگاه است.

به دیده هیچ بیننده در نیامده تا وصفش ممکن شود و احدی را از چگونگی پیدا و پنهانش آگاهی نیست مگر به همان مقدار که خود (عزّوجلّ) از خویشتن خبر داده است.

و گواهی می­دهم: او خدایی است که هستی، آکنده قداست اوست و آغازِ بی آغاز و انجام بی فرجام (همه هستی) به نور او احاطه شده است.

فرمانش بی مشورت مستشاری جاری و نافذ است و قضا و تقدیرش بی مدد همکاری، بر کائنات حکومت دارد و در تدبیر امر خلقش، هیچ نقص و بی نظمی نیست.

موجودات را بی آنکه نمونه­ای از پیش داشته باشد، ابتکار و خلقت فرمود و بدون کمک هیچ یاوری آنها را بیافرید و در این هنگامه نه او را رنجی و نه نیازی به چاره سازی بود. به ایجاد خلق اراده نموده پس خلق، خلعت هستی یافتند و (به نور وجودش) آشکار شدند. پس اوست خدایی که معبودی جز او نیست، آن (خدایی) که به صنع خود، اتقان و استواری داد و در مصنوع خود، حسن و زیبایی نهاد. دادگریست که هرگز ستم نکند و بزرگواریست که کلیه امور به او باز می­گردد.

و گواهی می­دهم اوست که هستی در برابر قدرتش فروتن و در مقابل هیبتش سر افکنده و تسلیم است.

اوست سلطان سلاطین و مالک همه ملکها و گرداننده افلاک و فرمانروای مهر و ماه که هر یک تا زمانی مقدّر در کار گردشند. اوست که چادر شب بر رخسار روز کشد و شب را در نور روز فراگیر کند که هر یک شتابان در جستجوی یکدیگرند. اوست شکننده ستمکاران و زورگویان و نابود کننده شیاطین پست و پلید.

نه او را ضدّی است و نه شریکی. یکتای بی نیاز است. نه کسی زاده اوست و نه او زاده کسی و نه احدی همتا و مانند وی است معبودی یکتا و پروردگاری ارجمند است هر چه خواهد کند و اراده­اش بر جهان فرمانرواست. او بر هر چیز و به شمار همه چیز آگاه است. مرگ و زندگی، نیازمندی و بی نیازی به اراده او و خنده و گریه و منع و عطا به خواست اوست.

ملک و سلطنت، از آن او و ثنا و ستایش، ویژه او و خیر و نیکی به خواست اوست و اوست که بر هر کاری تواناست. شب را در روز، و روز را در شب فرو می­برد و خدایی جز او نیست. خدایی بس ارجمند و بسی بخشاینده. به خواهش بندگان، پاسخ می­دهد و صاحب بخشش و عطای بزرگ است. به شمار نَفَس جانداران آگاه و پروردگار پری و آدمی است.

کاری بر او دشوار نیست و ناله فریاد خواهان او را به کاری وادار و ناگزیر نمی­سازد به ستوه نیاورد او را اصرار اصرار کنندگان. نگهبان نیکان و توفیق بخش رستگان و سَروَر جهانیان است و آفریدگان را سزد که به هر حال، در خوشی و سختی و در شدت و راحت سپاس او گویند و ستایش او کنند.

و اینک من، در هر دشواری و راحت و در هر سختی و سستی ستایشگر اویم و به او و فرشتگان و فرستادگان و کتب آسمانیش، ایمان دارم.

فرمانش را به جان شنوده و فرمان بردارم و در هر کار که او را خشنود و راضی سازد، شتابنده­ام. به قضا و حکمش سر تسلیم دارم و به اطاعت فرمانهایش مشتاق و از عقوبت و مجازاتش سخت در هراسم که اوست خداوندی که از حیله­اش، ایمن نتوان نشست با آنکه از ستمش جای هیچ بیم و نگرانی نیست. اعتراف می­کنم که بنده اویم و گواهی می­دهم که او پرورنده و پروردگار من است و آنچه را که به من وحی فرموده، به مردم ابلاغ خواهم کرد. مبادا که به سبب مسامحه در انجام وظیفه تبلیغ، کوبه عذاب حق بر من فرود آید، عذابی که هیچ قدرتی را توانایی دفع آن نباشد که چه بزرگ است نیرنگ او.

فرمان الهی

نیست معبودی جز او که دستورم داده و اعلام کرده که: << اگر در ابلاغ آنچه اینک بر تو فرو فرستاده­ام کوتاهی کنی، در حقیقت ، به هیچ یک از وظایف رسالت و ابلاغ من عمل نکرده­ای >> و هم او – تبارک و تعالی – حفظ و نگهداری مرا در برابر مخالفان تعهد و تضمین کرده و او مرا کفایت کننده­ای بزرگوار است. و اینک این است آن پیام که بر من نازل فرموده: بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم، یا أیُّها الرَّسولُ بَلِّغ ما أنزلَ إلَیکَ مِن ربک (فی عَلیٍ) و إِن لَم تَفعَل فَما بَلَّغتَ رِسالَتَک وَاللهُ یَعصِمُکَ مِنَ النّاسِ ¤. ای مردم! من در ابلاغ آنچه که بر حق بر من فرو فرستاده است، کوتاهی نکرده­ام و هم اکنون سبب نزول آن آیه را برایتان باز خواهم گفت: فرشته وحی خدا – جبرئیل u - سه بار بر من فرود آمده و از سوی حق تعالی، پروردگارم، فرمان داد تا در این مکان به پا خیزم و سپید و سیاه مردم را رسماً آگاهی دهم، که علی بن ابی­طالب، برادر و وصی و جانشین من و امام پس از من است که نسبتش به من، همان نسبت است که هارون به موسی داشت، با این تفاوت که رسالت به من خاتمه یافته است و بعد از خداوند و رسولش، علی، ولیّ و صاحب اختیار شماست و پیش از این هم خداوند در این مورد آیه­ای دیگر از قرآن را نازل فرموده:

)) إنَّما وَلیُّکُمُ اللهُ وَ رَسولُهُ وَالَّذینَ امَنُوا الَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلوةَ وَ یُؤتُونَ الزَّکوةَ وَ هُم راکِعونَ))

علی بن ابی­طالب، همان کسی است که نماز به پای داشت و در حال رکوع، به نیازمند، صدقه داده است و او در هر حالی رضای خدا را می­جوید.

از جبرئیل u خواستم که از خداوند متعال معافیّت مرا از تبلیغ این مأموریت تقاضا کند؛ ای مردم چون می­دانستم که در میان مردم پرهیزگاران، اندک و منافقان، بسیارند و از مفسده جویی گنه آلودگان و نیرنگ بازی آنان که دین اسلام را به تمسخر و استهزاء گرفته­اند، آگاهی داشتم؛ همان­ها که خداوند، در قرآن کریم، وصفشان کرده است:

/ یَقُولُونَ بِألسِنَتِهِم ما لَیسَ فی قُلُوبِهِم وَ یَحسَبُونَهُ هَیِّناً وَ هُوَ عِندَ اللهِ عَظیمً ¤ هنوز آن آزارها که این گروه بارها بر من روا داشتند، از خاطر نبرده­ام، تا آنجا که به دلیل ملازمت و مصاحبت فراوان علی با من و توجهی که به او داشتم، به عیب جویی من برخاستند و مرا زود باور که هر چه می­شنود، بی­اندیشه می­پذیرد، خواندند تا آنکه خداوند عزّوجلّ، این آیه را نازل فرمود:

((وَ مِنهُمُ الَّذینَ یُؤذُونَ النَّبِیَّ وَ یَقُولُونَ هُوَ أذُنٌ قُل أذُنُ خَیرٌ لَکُم یُؤمِنُ بِاللهِ وَ یُؤمِنُ لِلمُؤمِنینَ ((

من هم اکنون می­توانم یک یک از این گروه را به نام و نشان، معرفی کنم؛ لیکن به خدا سوگند که من در مورد این افراد بزرگوارانه رفتار کرده و می­کنم.

ولی اینها همه خدای را از من راضی نمی­سازد مگر آنکه وظیفه خود را در مورد مأموریتی که از آیه شریفه ((یا أیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغ ما أنزِلَ إِلَیکَ ...)) یافته­ام، به انجام برسانم.

((حال که چنین است پس))

اعلام رسمی ولایت

ای مردم! بدانید که خداوند، علی بن ابی­طالب را ولیّ و صاحب اختیار شما معیّن فرموده و او را امام و پیشوای واجب­الاطاعه قرار داده است و فرمانش را بر همه مهاجران و انصار و پیروان ایمانی ایشان و بر هر بیابانی و شهری و بر هر عجم و عربی و هر بنده و آزاده­ای و بر هر صغیر و کبیری و بر هر سیاه و سپیدی و بر هر خداشناس موّحدی، فرض و واجب فرموده و اوامر او را مطاع و بر همه کس نافذ و لازم­الاجرا مقرر فرموده است. هر کس با علی (ع) به مخالفت برخیزد، ملعون است و هر کس که از او پیروی نماید، مشمول عنایت و رحمت حق خواهد بود.

مؤمن کسی است که به علی (ع) ایمان آورد و او را تصدیق کند. مغفرت و رحمت خداوند شامل او و کسانی است که سخن او را بشنوند و نسبت به فرمان او مطیع و تسلیم باشند.

ای مردم! این آخرین بار است که مرا در این موقعیّت، دیدار می­کنید، پس گوش فرا دارید و به سخنانم دل سپارید و دستور پروردگارتان را فرمان برید.

خداوند عزّوجلّ، پروردگار و ولیّ و صاحب اختیار و خداوندگار شماست و گذشته از او و پیامبرش – محمّد (ص) – همین من که اکنون به پا خاسته و با شما سخن می­گویم سپس بعد از من علی(ع) به امر خدا بر شما سمت ولایت و صاحب اختیاری دارد و پس از او امامت و پیشوایی تا روز واپسین و تا آن هنگام که خدا و پیامبرش را دیدار خواهید کرد، در ذرّیه و نسل من که از پشت علی(ع) هستند، قرار خواهد داشت.

جز آنچه خداوند، حلال کرده، حلال نیست و جز آنچه خداوند حرام فرموده حرام نیست و پروردگار، هر حلال و حرامی را به من معرفی کرده است و من نیز تمام آنچه خداوند از کتاب خود و حلال و حرامش، تعلیم نموده است، به علی(ع) آموخته­ام.

ای مردم! دانشی نیست که خداوند به من تعلیم نکرده باشد، و من نیز هر چه که تعلیم گرفته­ام به علی(ع)، این امام پرهیزگاران و پارسایان آموخته­ام و دیگر دانشی نیست مگر آنکه به علی(ع) تعلیم کرده­ام و اوست امام و راهنمای آشکار.

ای مردم! مبادا که نسبت به او راه ضلالت و گمراهی سپرید و مبادا که از او روی برتابید و مبادا که از ولایت و سرپرستی او و از اوامر و فرمانهایش به تکبّر، سر باز زنید. اوست که هادی به حق و نابود کننده باطل است و از نا پسندیده­ها بازتان می­دارد. اوست که در راه خدا از سرزنش هیچ کس، پروا نمی­کند و اوست نخستین کسی که به خدا و پیامبرش ایمان آورد و جان خویش را فدای رسول الله کرد، در آن هنگامه­ها که هیچ کس در کنار پیامبر باقی نماند، همچنان از او حمایت کرده و تنها رها ننمود و هم او بود که در آن روزگار که کسی را اندیشه پرستش و اطاعت خدا نبود، در کنار پیامبر، پروردگار خود را پرستش و عبادت می­کرد.

ای مردم! علی را برتر و والاتر از هر کس بدانید که خدایش از همه، والاتر و برتر دانسته است! و به ولایت او تمکین کنید که خدایش به ولایت بر شما منصوب فرموده است.

ای مردم! علی(ع)، امام و پیشوا از جانب حق تعالی است و خداوند توبه منکران ولایت او را هرگز نخواهد پذیرفت و هرگز آنان را مشمول عنایت و مغفرت خویش، قرار نخواهد داد و خداوند، بر خود حتم و لازم فرموده که با آن کسان که از فرمان علی(ع) سر بپیچند، چنین رفتار کند و پیوسته تا جهان، باقی و روزگار، در کار است، ایشان را در شکنجه و عذابی سخت و توان فرسا معذّب دارد.

پس مبادا که از فرمانش معصیت کنید که به آتشی گرفتار خواهید شد که آدمی و سنگ، هیزم آنند و برای کافران فراهم گردیده است.

ای مردم! همه پیامبران پیشین و رسولان نخستین، مردم را به آمدن من بشارت داده­اند. من، خاتم پیامبران و رسولان خدایم و بر همه خلق آسمان­ها و زمین­ها حجّت و برهانم، هر کس در این امر، تردید کند، همچون کفّار جاهلیّت نخستین است و هر کس در سخنی از سخنان من شک نماید، در حقیقت، به تمام سخنان من شک کرده است و چنین کس، مستحق بلا و مستوجب آتش خواهد بود.

ای مردم! خداوند متعال با این فضیلت­ها که بر من، مرحمت فرموده، بر من منّت نهاده و احسان کرده است (آری) خدایی جز او نیست و تا جهان، برقرار و روزگار پایدار است در هر حال ستایش و سپاس من، ویژه اوست.

ای مردم! علی(ع) را برتر از همه بدانید که گذشته از من، از هر مرد و زنی، برتر و والاتر است. (بدانید) که خداوند، به خاطر ماست که به جهانیان، روزی می­دهد و آفرینش بر پای و برقرار است؛هر آن کس که این سخن مرا انکار کند، ملعون و ملعون و مغضوب و مغضوب درگاه حق است.

هان. آگاه باشید که این سخنان را، به یقین، جبرئیل از سوی حق تعالی به من خبر داده و گفته است که: ((هر کس با علی(ع) به عداوت و دشمنی بر خیزد و ولایت و محبت او را در دل نگیرد، لعنت و خشم مرا نسبت به خود، فراهم کرده است))؛ پس هر کس باید که در کار خود بنگرد که برای فردای خود، چه آماده نموده است؛ پس باید که از مخالفت با علی(ع) سخت بر حذر باشید و مبادا که پس از ثابت قدمی، پایتان بلغزد که خداوند به هر چه کنید، آگاه است.

ای مردم! علی(ع) همان کس است که خدا در کتاب مجید خود، به عنوان ((جنب الله)) از او یاد کرده و از زبان مبتلایان به دوزخ، فرموده است: ((یا حَسرَتا عَلی ما فرَّطتُ فی جَنبِ الله.))

ای مردم! در قرآن به تدبر و تفکر، نظر کنید و در درک و فهم آیات آن بکوشید، و به محکمات آن توجه کنید و از متشابهاتش، پیروی می نمایید.

به خدا سوگند، غیر از این مرد که هم اکنون دست او را گرفته و او را بر کشیده­ام هرگز دیگری نیست که بتواند دستورات قرآن را برای شما روشن کند و تفسیر آیات آن را بیان نماید، همین مردی که اکنون بازوی او را گرفته­ام و به شما اعلام می­کنم که:

هر کس را من مولا و سرپرست و صاحب اختیارم، علی(ع) مولا و سرپرست و صاحب اختیار اوست؛ این مرد، علی بن ابی­طالب است، برادر و وصی من است، که فرمان دوستی و ولایت او از جانب حق متعال بر من نازل گردیده است.

ای مردم! علی(ع) و آن پاکان از فرزندانم، ثقل اصغرند و قرآن، ثقل اکبر است، که هر یک، از دیگری خبر می­دهد و هر کدام، دیگری را تأیید و تصدیق می­کند؛ میان این دو ثقل و این دو امر گرانقدر، جدایی نخواهند بود تا آنکه، قیامت در کنار حوض، به من برسند. ایشان امنای حق در میان خلق و فرمانروایان او بر روی زمین­اند.

به هوش باشید که من، آنچه لازم بود، گفتم. به هوش باشید که مطلب و مقصود را ابلاغ کردم و به گوش شما رساندم. توضیح دادم که این امر، به دستور خداوند بود و من نیز از سوی او (عزّوجلّ) به شما ابلاغ نمودم. به هوش باشید که عنوان (امیرالمؤمنین) بر کسی جز برادر من روا نیست و این سمت و مقام و فرمانروایی بر مسلمانان، پس از من، برای هیچ کس جز وی مجاز و حلال نیست.

معرفی علی بن ابیطالب(ع)

(رسول خدا (ص) در این هنگام، بازوی علی(ع) بگرفت و او را بالا برده و به مردم نشان داد، تا آنجا که پاهای وی، محاذی زانوی پیامبر (ص) می­رسید و پس از آن، به سخن ادامه داد):

ای مردم! این علی(ع) ، برادر و وصی من و مخزن علم و خلیفه و جانشین من است بر امّت. علی(ع) مفسّر قرآن، کتاب خداست اوست که مردم را به حق دعوت می­کند و اوست که به هرچه موجب رضا و خوشنودی خداست، عمل کننده است.

اوست که دشمنان حق، در پیکار و ستیز و به فرمانبرداری و اطاعت از خدا، سخت کوش و باز دارنده مردمان از معاصی و نا فرمانیهاست. اوست خلیفه و جانشین رسول خدا، اوست امیر مؤمنان و پیشوا و هادی خلق خدا. اوست که به امر خدا قاتل ((ناکثین)) و ((قاسطین)) و ((مارقین)) است.

(ای مردم!) آنچه می­گویم به فرمان پروردگارم می­گویم و این خواست و دستور حق است که هیچ سخنی از او، به دست من تغییر و تبدیل نپذیرد؛ حال می­گویم: خداوندا! هرکس که علی(ع) دوست می­دارد، دوست بدار و هر کس که با وی دشمن است، دشمن دار. خداوندا! هر کس که علی(ع) انکار کند، لعنت کن و آن کس که پذیرای حق او نباشد، به خشم و غضب خود، گرفتار ساز. خداوندا! اگر اکنون، علی(ع)، ولیّ تو را به خلافت و جانشینی خود معیّن کردم و امری که موجب اگمال دین و اتمام نعمت تو بر این مردم است، بیان کردم، همه و همه به فرمان تو بود اینک تو پسندیده­ای برای ایشان و فرمودی: (( وَ مَن یَبتَغِ غَیرَ الإسلامِ دیناً فَلَن یُقبَلَ مِنهُ وَ هُوَ فی الآخِرۀِ مِنَ الخاسِرینَ))

خداوندا! تو را گواه می­گیرم و کافیست گواهی تو که من به وظایف تبلیغ و رسالت خود عمل کردم.

اهمیّت مسأله امامت

ای مردم! خداوند عزّوجلّ، کمال دین شما را در امامت و پیشوایی علی(ع) قرار داده است؛ پس هر کس که از او و جانشینان او از فرزندان من که از صلب اویند تا واپسین روز جهان پیروی و اطاعت نکند، به حبط و نابودی اعمال گرفتار گردیده و در آتش دوزخ، جاودانه، معذّب خواهد بود، نه دیگر عذابش تخفیف یابد و نه مهلت و فرصت نجاتی به او داده شود.

ای مردم! این علی(ع) است که مرا بیش از هر کس یاری کرده و از همه بر من سزاوارتر است. از تمام مردم به من نزدیکتر و از همه کس، نزد من محبوبتر و گرامی­تر است.

خداوند عزّوجلّ و من از او راضی و خوشنودیم. آیه­ای در قرآن مُشعِر به رضایت حق از بندگان، نازل نشده مگر آن که در شأن علی(ع) است و هر جا که خداوند مؤمنین را مخاطب قرار داده، در درجه نخست، نظر به او داشته است. آیه مدحی نیست مگر آنکه در مورد اوست و بهشتی که در سوره (( هَل أتی علی الانسان یاد شده، برای اوست، و در نزول آن دیگری جز او منظور نشده و دیگری جز او مدح و ستایش نشده و دیگری جز او مدح و ستایش نشده است.

ای مردم! علی(ع)، ناصر دین خدا و حامی پیامبر خداست، اوست پارسای پرهیزگار و طیّب و طاهر و رهنما و ره یافته.

پیامبرتان، بهترین پیامبر و وصیّ او بهترین وصیّ و پسرانش بهترین اوصیاءاند.

ای مردم! ذریّه و نسل هر پیامبری از صلب خود اویند امّا ذریّه و نسل من از صلب علی(ع) هستند.

خطر انحراف و کار شکنی

ای مردم! شیطان به حسادت، آدم را از بهشت بیرون کرد، پس مبادا که نسبت به علی u حسد ورزید که اعمالتان یکسره باطل شود و به لغزش و انحراف درافتید؛ که آدم صفوت الله تنها به سبب یک معصیت، به زمین فرو افتاد؛ پس بر شماست که مراقب احوال خویشتن باشید. شما که در میانتان، دشمن خدا نیز هست.

(ای مردم!) جز شقیِ واژگون بخت کسی با علی u کینه نمی­ورزد و جز پارسای پرهیزگار، مِهر علی(ع) در دل نمی­گیرد و جز اهل ایمان و مخلصان بی ریا به علی(ع) ایمان نخواهند آوردو به خدا سوگند سوره/ وَالعَصر إِنَّ الإِنسانَ لَفی خُسرٍ ... ¤ در شأن علی(ع) نازل شده است.

ای مردم! خدا را گواه می­گیرم که در انجام وظایف رسالت فروگذار نکردم و بر پیامبر، جز ابلاغ فرمان حق، وظیفه­ای دیگر نیست.

ای مردم! نسبت به خداوند آنچنان که شایسته است پرهیزگار باشید مبادا که جزء مسلمانی دیده از جهان فرو بندید.

ای مردم! به خدا و پیامبرش باور آرید و به نوری که با او نازل شده ایمان آورید، پیش از آنکه خشم خدای شما را فرو گیرد و به مجازات، رخسارتان به عقب باز گردانده شود.

ای مردم! این نور از جانب حق تعالی در من سرشته شده و بعد از آن در طینت علی(ع) و سپس در نسل او قرار داده شده تا آنگاه که نوبت به امام قائم، مهدی(عج) رسد و اوست که سرانجام، حق خدا و حقوق ما را از خواهد ستاند؛ که خداوند عزّوجلّ ما را بر تمام مقصران و دشمنان و مخالفان و خائنان و معصیت کاران و ستمگران حجت قرار داده است.

ای مردم! به شما اعلام خطر می­کنم، به هوش باشید که من فرستاده خدا به سوی شمایم و پیش از من رسولانی آمده و رفته­اند، آیا اگر من نیز از جهان بروم و یا کشته شوم، به راه پیشینیان خود، باز می­گردید؟! ولی هر آنکس که به عقب باز گردد و به جاهلیت اسلاف خود روی کند، زیانی به خداوند نخواهد رساند، امّا پروردگار، سپاسگذاران را پاداش نیکو مرحمت خواهد کرد ای مردم! بدانید که علی(ع) همان کسی است که متّصف و موصوف به سپاسگذاری و شکیبایی است و پس از او فرزندان من که از صلب اویند، به این صفات مزیّن و ممتازند.

ای مردم! مسلمانیِ خود را بر خداوند منّت منهید، که موجب خشم و غضب پروردگار بر شما گردد و عذابی از سوی او به شما رسد، زیرا که حق در کمین است.

ای مردم! چیزی نمی­گذرد که پس از من امامان و سردمدارانی پدید آیند که خلق را به آتش و دوزخ فرا خوانند اما این گروه را در روز قیامت یار و مددکاری نخواهد بود.

ای مردم! خدا و پیامبرش از این کسان، متنفّر و بیزارند.

ای مردم! اینان و پیروان و یارانشان، جملگی، در پست­ترین دوزخ گرفتار خواهند شد، و چه بد جایگاهی است دوزخ، برای این گروه که به تکبر گراییده­اند. هشدار باشید که اینان همان ((یاران صحیفه)) اند (اما هر یک از شما باید که در نامه اعمال خود بنگرد گر چه مردم جر تنی چند، نامه عمل خود را از یاد برده­اند). ای مردم! من این ولایت را به عنوان امامت و ارث تا روز قیامت، در ذریه و نسل خود قرار دادم و با این کار وظیفه­ای را که به آن مأمور بودم، به پایان بردم تا بر هر حاضر و غایب و بر هر کس که شاید در این انجمن بوده و یا در این اجتماع حضور نداشته است و حتی بر آنان که هنوز از مادر متولد نشده­اند، حجّت تمام باشد. باید که ماجرای امروز را حاضران به غائبان گزارش کنند و پدران به فرزندان تا واپسین روز خبر دهند. گر چه مدتی نخواهد گذشت که (عده­ای) این امر را با غصب و ستم، از آن خود قرار خواهند داد و خدا آن غاصبان را لعنت کندو از رحمت خود، دور و مهجورشان سازد و در چنین حال، سزاوار این عذاب گردند که فرمود:

(( سَنُفرِغُ لَکُم أیُّهَا الثَّقَلانَ یُرسَلُ عَلَیکُما شُواظٌ مِن نارٍ وَ نُحاسٌ فَلا تَنتَصِران.))

ای مردم! خداوند شما را به حال خود رها نخواهد کرد تا آنکه پاک و پلید از یکدیگر ممتاز گردند و خدا شما را بر اسرار پنهان، آگاهی نداده و نخواهد داد.

ای مردم! سرزمینی نیست مگر آنکه خداوند، مردم آن را در اثر تکذیب حق، هلاک کرده و چنانکه خود به این معنی اشاره فرموده است:

((وَ کَذلِکَ نُهلِکَ القُری وَ هِیَ ظالِمَۀٌ))

و این علی(ع) امام و پیشوای شما و ولیّ و صاحب اختیار شماست. که خداوند، در مورد او تهدیدها و وعده­ها کرده و خدا وعده­های خود را انجام خواهد داد.

ای مردم! پیش از شما، اکثر مردم نخستین به گمراهی رفتند و خداوند ایشان را هلاک نمود و هم اوست هلاک کننده گروههائی که از این پس می­آیند، همچنانکه فرمود: /ألَم نُهلِکِ الأوَّلینَ، ثُمَّ نُتبِعُهُمُ الاخِرینَ، کَذلِکَ نَفعَلُ بِالمُجرِمینَ، وَیلٌ یَومئذٍ لِلمُکَذِّبینَ ¤ .

ای مردم! خداوند، مرا به پاره­ای از امور امر کرده و از پاره­ای دیگر نهی فرموده است و من نیز علی(ع) را به آن امور، امر و نهی کرده­ام؛ پس در حقیقت، او اوامر و نواحی حق را از پروردگار خود اخذ نموده است؛ پس باید که گوش به فرمان او کنید تا از سلامت برخوردار گردید و دستورش را به اجرا گذارید تا به راه هدایت رفته باشید و از آنچه نهی می­کند حذر کنید تا به رشد و کمال رسید و خویشتن را بدان گونه که خواست اوست، باز سازید و مبادا که راههای دیگر شما را از پیمودن راه و رویه او باز دارد.

ای مردم! صراط مستقیم خداوند منم و شما به رعایت آن مأمور شده­اید و پس از من، علی(ع) و سپس فرزندانم که از صلب اویند امامان و پیشوایان شمایند که خلق را به راه راست هدایت می­کنند و پیوسته روی به سوی حق دارند. (پس از آن سوره حمد را تا پایان تلاوت کرد و به ادامه سخن پرداخت:)

ای مردم! این سوره (= حمد) در شأن من و علی(ع) و فرزندانش فرود آمد و شامل ایشان می­گردد همچنین مخصوص آنهاست، ایشان، اولیای خدایند که نه خوفی در دل دارند و نه اندوهی آزارشان دهد، بدانید که حزب الله پیروز است و در برابر، دشمنان علی، گروهی اهل شقاق و نفاق و کینه ورزانی متجاوز و برادران اهریمنند که به منظور فریب و نیرنگ، سخنان بی مغز و آمیخته به رنگ و ریا با یکدیگر نجوا می­کنند.

معرفی دوستان و دشمنان

ای مردم! دوستداران علی(ع) و فرزندانش، مردمی اهل ایمانند که خداوند در کتاب خود از آنان بدینگونه یاد کرده است:

/لا تَجِدُ قَوماً یُؤمِنونَ بِاللهِ وَالیَومِ الاخِرِ یُوادُّونَ مَن حادَّ اللهَ وَ رَسُولَهَ ... ¤ (سوره مجادله، آیه 22) دوستداران علی و فرزندانش کسانی هستند که نوشته شده در دلهایشان ایمان، و مدد نموده خداوند ایشان را بوسیله فرشته­ای از سوی خودش و او وارد فرماید ایشان را در باغهائیکه جاریست از زیر آنها نهرهائی برای همیشه در آنجا می­مانند. خداوند از ایشان راضی و ایشان از خداوند خوشنودند.

ایشان حزب خدا و آگاه باشید که حزب خدا رستگارانند!

خداوند عزّوجلّ در توصیف ایشان چنین فرموده است:

/ الَّذینَ آمَنُوا وَ لَم یَلبَسُوا ایمانَهُم بِظُلمٍ أولئِکَ لَهُمُ الأمنُ وَ هُم مُهتَدُونَ ¤.

و نیز می­فرماید: ((اینان در امن و امان، به بهشت داخل شوند و فرشتگان با فروتنی، سلامشان دهند و گویند: پاک و پاکیزه­اید شما؛ پس جاودانه در بهشت ساکن شوید)).

آگاه باشید دوستان ایشان کسانی هستند که خداوند در توصیفشان در جای دیگر فرماید:

((ایشان، در امن و سلامت و بی حساب به بهشت وارد می­شوند)).

(و در مورد دشمنان ایشان فرموده است:)

((آگاه باشید دشمنان آنها کسانی هستند که به دوزخ در می­افتند و غریو جهنم را که می­جوشد و می­خروشد و صدایی که از سوخت و سوز آن بر می­خیزد، می­شنوند)).

و نیز در قرآن آمده:

/کُلَّما دَخَلَت أمَّۀٌ لَعَنَت أختَها ¤.

همچنین درباره دشمنان آنها فرموده است:

/کُلَّما ألقِیَ فیها فَوجُ سَألَهُم خَزَنَتُها ألَم یأتِکُم نَذیرٌ، قالوا بَلی قَد جاءَنا نَذیرٌ فَکَذَّبنا وَ قُلنا ما نَزَّلَ اللهُ مِن شَیءٍ إِن أنتُم إِلّا فی ضَلالٍ کَبیرٍ ¤

آگاه باشید که دوستداران علی(ع) و فرزندانش به غیب ایمان دارند و از پروردگار خود در خشیت و هراسند. این گروه را اجر و پاداشی عظیم خواهد بود.

ای مردم! میان دوزخ و بهشت، تفاوتی بزرگ است.

دشمن ما همان است که خداوند او را مذمّت و لعنت فرموده و دوستدار ما مورد مدح و ستایش و محبّت پروردگار است.

ای مردم! من، منذر و ترساننده­ام و علی هادی و رهنماست.

ای مردم! من، پیامبرم و علی، وصی من است.

معرفی حضرت مهدی (عج)

آگاه باشید البتّه! آخرین امام زمان قائمِ ((مهدی)) است.

آگاه باشید او یاری کننده دین خداست. آگاه باشید او انتقام گیرنده از ستمکاران است. آگاه باشید او گشاینده دژهای استوار و ویرانگر قلعه­های مستحکم است. آگاه باشید او نابود کننده طوایف مشرک است. آگاه باشید او منتقم خونهای ناحق ریخته اولیاء خداست. آگاه باشید او حامی دین خداست. آگاه باشید او جرعه نوش دریای ژرف حقایق و معانی است. آگاه باشید او معرِّف هر صاحب فضیلتی است به برترینش و هر نادان بی فضیلتی است به نادانیش. آگاه باشید او برگزیده خدا و منتخب پروردگار عالم است. آگاه باشید او وارث همه دانشها و محیط به همه علوم است. آگاه باشید او خبر دهنده شئون خداوند و مراتب ایمان است. آگاه باشید او رشید و رهسپار صراط مستقیم و استوار است. آگاه باشید او آن کسی است که امور خلایق به او واگذار شده است. آگاه باشید او آن کسی است که گذشتگان به ظهور وی بشارت داده­اند. آگاه باشید او حجّت پایدار خداوند است که حجّت دیگری بعد از او نیست؛ زیرا حقّی نیست، که با او نباشد و نوری نیست که همراه او نباشد. آگاه باشید اوست آنکه کسی بر او پیروز نمی­شود و کسی را در برابر او نصرت نتوان کرد.

آگاه باشید که او ولّی خداست در گستره زمین و فرمانروای حق است در میان خلایق و امین خداست در پیدا و پنهان.

طرح مسئله بیعت

ای مردم! آنچه لازم بود به شما فهماندم و برایتان توضیح دادم و این علی(ع) است که پس از من، تعلیم و تفهیم شما را به عهده خواهد گرفت. آگاه باشید از شما می­خواهم که پس از پایان خطابه (به نشان قبول و تمکین) نخست با من و سپس با علی(ع)، دست بیعت دهید و میثاق خود را استوار کنید.

بدانید که من به خداوند تعهّد سپرده­ام و علی(ع) در برابر من تعهّد و بیعت نموده است و من، اکنون، از سوی حق تعالی از شما می­خواهم که با علی(ع) بیعت کنید و بدانید که هر کس بیعت خود را بشکند، به زیان خویش اقدام کرده است:

/فَمَن نَکَثَ فإِنَّما یَنکُثُ عَلی نَفسِهِ ¤.

حج

ای مردم! حج و صفا و مروه از شعائر الهی است

/فَمَن حَجَّ أوِ اعتَمَرَ فَلا جُناحَ عَلَیهِ أن یَطَّوَّفَ بِهِما¤.

ای مردم! حج خانه خدا کنید که هیچ خاندانی نیست که به ان خانه وارد شود مگر آنکه بی نیاز گردد و هیچ خانواده­ای از این خانه، رخ نتابیده، مگر آنکه به فقر و تهیدستی گرفتار آمده است. ای مردم! مؤمنی نیست که در آن موقف کریم بایستد مگر آنکه خداوند از معاصی گذشته او چشم پوشی می­کند. پس آنگاه که حجَّش تمام شد زندگی و اعمال را از نو آغاز می­کند.

ای مردم! زائران خانه خدا از سوی حق تعالی، مدد و نصرت می­شوند و هزینه سفرشان در دنیا جبران و نیز اندوخته روز واپسین ایشان خواهد شد که خداوند، پاداش نیکوکاران را تباه نخواهد فرمود.

ای مردم! خانه خدا را با اعتقاد کامل و با دقت و فهم درست زیارت کنید و مباد که بدون توبه و ترک گناهان گذشته خود، از آن مواقف شریف باز گردید.

ای مردم! اقامه نماز و پرداخت زکات، باید بر طبق دستور پروردگار و به همان روش که او فرمان داده است، به عمل آید و چنانچه با گذشت زمان، کوتاهی کنید یا مسائل و معارف دین را فراموش نمائید، این علی(ع) ولیّ و سرپرست شما، مبیّن آن معارف و احکام برای شماست. همان که خداوند عزّوجلّ، او را پس از من برای شما منصوب کرده و هم امامانی که به جانشینی من و او از سوی حق تعالی تعیین گردیده­اند، پاسخگوی مسایل و مشکلات شما خواهند بود و بر آنچه نمی­دانید آگاهتان خواهد کرد.

احکام الهی

آگاه باشید! حلال و حرام خدا، بیش از آن است که بتوانم یک به یک بر شمارم و معرفی نمایم؛ چون چنین است، در یک کلام می­گویم که به حلالها امر می­کنم و از حرامها نهی می­نمایم و به منظور توضیح و تبیین آنها، مأمور شده­ام که از شما بیعت گیرم و دست تعهد و پیمان بفشارم که آنچه از سوی حق تعالی درباره امیرالمؤمنین، علی(ع) و امامانی که از نسل من و علی(ع) به جهان خواهند آمد، پذیرفته باشید.

و مهدی(عج)، قائم امامان و قاضی به حق تا روز واپسین خواهد بود.

ای مردم! هر عمل حلالی که به شما معرفی کردم و هر کار حرامی که از آن نهی نمودم، از گفته خود باز نمی­گردم و آن را تغییر نخواهم داد. این امر را به خاطر بسپارید و هرگز فراموش مکنید و به دیگران نیز سفارش کنید، مباد احکام مرا دیگرگون سازید.

آگاه باشید من سخن خود را مجدداً تأکید می­کنم که: نماز را به پای دارید و زکات بدهید، امر به معروف و نهی از منکر کنید اما بدانید که سر آغاز هر امر به معروف و نهی از منکری این است که فرامین مرا بپذیرید و حاضران، آن را به غائبان، اطلاع دهید و به اطاعت از اوامر من وادارشان کنید. و از مخالفت با آنها بر حذرشان سازید؛ زیرا که اینها دستور خداوند عزّوجلّ و فرمان من است، و بدانید که بدون امام معصوم (و بی معرفت او) امر به معروف و نهی از منکر امکان پذیر نیست.

تنها راه هدایت

ای مردم! این قرآن است که امامان پس از علی(ع) را از فرزندان و از نسل او معرفی کرده و من نیز به شما توضیح دادم که علی از من و من از اویم. خداوند در کتاب خود فرموده است:

/وَ جَعَلَها کَلِمَۀً باقِیَۀً فی عَقِبِهِ ¤.

و من نیز گفتم: ((تا آن زمان که دست تمسک به دامن این دو امر گرانسنگ (یعنی کتاب خدا و عترت و خاندان من) زده­اید، هرگز به گمراهی و ضلالت دچار نخواهید شد)).

ای مردم! تقوی را پیشه خود کنید و از قیامت بیندیشید که خداوند متعال فرمود:

/إِنَّ زَلزَلۀَ السّاعَۀِ شَیءٌ عَظیم¤.

ای مردم! به مرگ بیندیشید و از حساب و میزان و محاکمه در پیشگاه پروردگار جهانیان غافل مباشید و ثواب و عقاب و پاداش و کیفر رستاخیز را از خاطر مبرید، که هر کس نیکی کند، پاداش یابد و هر کس دامن به بدی آلوده سازد، بهره­ای از بهشت نخواهد داشت.

بیعت گرفتن

ای مردم! شما را از آن حد فزونتر است ک بتوانید یک یک، با من دست بیعت دهید در حالی که به فرمان خدا، مأمورم که از زبان هر یک از شما اعتراف گیرم که منصب فرمانروایی و امارت بر مؤمنان را که برای علی(ع) قرار داده­ام پذیرفته­اید و نیز (مأمورم که) در مورد قبول امامت و ولایت امامانی که از نسل من و صلب علی(ع) می­باشند، اقرار و بیعت گیرم. حال که چنین است، همگان یک صدا و به زبان، بگویید: (ای رسول خدا!) آنچه که در ولایت و رهبری مطلق علی(ع) و امامان پس از وی که از صلب اویند از جانب حق تعالی به ما ابلاغ کردی، شنیدیم و در برابر آن مطیع و تسلیمیم و به آن امر راضی و خوشنودیم! اینک ما به دل و جان و به زبان و دستمان، نسبت به قبول ولایت با تو بیعت می­کنیم و پیمان می­بندیم که با این اعتقاد، زندگی کنیم و با آن بمیریم و تا آن زمان که سر از خاک برداریم، به آن پایبند بوده و هرگز در آن تغییر و تبدیلی ندهیم و شک و تردیدی ننماییم و از سر پیمان خود بر نخیزیم و از خدا و پیامبرش و امیرالمؤمنین، علی(ع) و فرزندانش حسن و حسین و امامان دیگر که از صلب علی(ع) به جهان آیند، فرمان بریم.

ای مردم! مقام و منزلتی که حسن و حسین نزد خدا و رسول او دارند، گوشزدتان کرده و ابلاغ نموده و متوجهتان ساختم که این دو تن سرور جوانان اهل بهشتند و پی از من که جدّ ایشانم و بعد از علی(ع)، منصب امامت خواهند داشت.

و (ای مردم!) بگویید: ((در این امر، مطیع خدا و پیامبرش و علی(ع)، و حسنین و امامان پس از ایشانیم. تو (ای پیامبر) در مورد ولایت امیرالمؤمنین از دل و جان با ما عهد و میثاق بستی؛ از کسانی که توفیق مصافحه یافتند به دست، و از آنها که توفیق این کار نیافتند، از زبانشان بیعت گرفتی. پیمان نمودیم که دیگری را به جای این امر نگیریم و دل و جانمان به جانب دیگر روی ننماید. خدا را در این کار شاهد گرفتیم او به شهادت، کافی است و تو نیز (پیامبر) و همچنین همه مطیعان فرمان حق از حاضر و غائب و فرشتگان و جنود خدا و همه بندگان او را همگی را گواه و شاهد این امر کردیم و خدا از هر شاهدی بزرگتر است.))

ای مردم! چه می­گویید؟ خداوند، هر آوازی را می­شنود و از سرّ و پنهان همه آگاه است. (بدانید) آن کس که به راه هدایت رود، به سود خود رفته و آن کس که به گمراهی گراید، تنها به زیان خویش اقدام کرده است. چرا که دست خدا فوق هر دستی و قدرتش برتر از هر قدرتی است.

ای مردم! از خدا بترسید و پرهیزگاری پیشه کنید و پیمان خود را با علی(ع) امیرالمؤمنین و با حسنین و امامان دیگر که کلمه طیبه باقیه­اند، استوار نمایید. هر که در ین امر، مکر پردازد خدایش به هلاکت در افکند و آنکس که بر عهد خود پای فشرده خدایش رحمت کند / فَمَن نَکَثَ فَإِنَّما یَنکُثُ عَلی نَفسِهِ.. .¤

ای مردم! آنچه به شما گفتم، باز گویید و بر علی(ع)، با عنوان رسمی امیرالمؤمنین سلام دهید. بگویید: ((پروردگارا دستورت را شنیدیم و اطاعت کردیم تا از مرحمت و مغفرت تو بهره­مند شویم که بازگشت همه به توست)) و بگویید:

((سپاس خدای را که به این امر ما را هدایت و دلالت فرموده و اگر راهنمائیمان نمی­کرد، ما، خود، به راه هدایت دست نمی­یافتیم))

ای مردم! فضایل و امتیازات علی بن ابیطالب و قدر و منزلتش نزد خداوند، که در کتاب خدا نازل شده، بیشتر از آن است که بتوانم در یک جلسه برایتان بر شمرم؛ پس هر کس که از مناقب و فضایل او نزد شما مطلبی گوید، از او بپذیرید.

ای مردم! هر کس از خدا و پیامبر او و از علی(ع) و امامان و پیشوایانی که معرفی کردم، فرمان بَرَد، به رستگاری بزرگی نایل آمده است.

ای مردم! رستگاران، کسانی هستند که در بیعت با علی(ع) و پذیرش ولایت او و در ادای سلام بر وی به عنوان امیرالمؤمنین، مبادرت و سبقت جویند، اینان در بهشتِ نعمتها متنعّم خواهند بود.

ای مردم! سخنی گویید که موجب رضای خدا باشد:

/فَإِن تَکفُرُوا أنتُم وَ مَن فِی الأرضِ جَمیعاً فَلَن یَضُرَّ اللهَ شَیئاً ¤.

خداوندا! مردان و زنان با ایمان را بیامرز و کافران را به غضب خود گرفتار ساز و ستایش، خدای راست که پروردگار جهانیان است.

(در این هنگام مردم، فریاد بر آوردند:)

فرمان خدا و پیامبر خدا را شنیدیم و با دل و زبان و دست مطیع و فرمانبرداریم. چون سخنان پیامبر، تمام شد، مردم بر گرد آن حضرت و امیرالمؤمنین(ع) سخت ازدحام کردند و هرکس می­خواست با ایشان، مصافحه و بیعت کند.

گویند نخستین کسی که موفق به مصافحه و بیعت شد، ابوبکر بود و پس از وی عمر و سپس عثمان بیعت کردند و به دنبال ایشان باقی مهاجران و انصار و دیگر مردمان، اقدام به بیعت کردند تا آنگاه که وقت نماز مغرب رسید. پیامبر در آن شب، نماز مغرب و عشا را پیوسته و در یک زمان به جای آورد.

در روایت است که پیامبر (ص) با هر گروه که به عنوان بیعت، مصافحه می­کرد، می­گفت:

((ألحَمدُ للّهِ الَّذی فَصَّلَنا عَلی جَمیعِ العالَمینَ)).

یعنی: ((ستایش خدای را که ما را بر همه جهانیان امتیاز مرحمت فرمود)).

منبع : ghadirekhom.com

+ گردآوري شده توسط دوست در یکشنبه 1388/09/15 |

آمدم ای شاه پناهم بده       ***     خط امانی ز گناهم بده

ای حرمت ملجأ درماندگان         ***      دور مران از در و راهم بده

لایق وصل تو که من نیستم           ***      اذن به یک لحظه نگاهم بده

لشگر شیطان به کمین من است   ***    بی کسم ای شاه پناهم بده

در شب اول که به قبرم نهند         ***      نور بدان شام سیاهم بده

ای که عطا بخش همه عالمی      ***      جمله حاجات مرا هم بده


منبع : http://webname.ir و http://shoghparvaz.blogfa.com

+ گردآوري شده توسط دوست در دوشنبه 1388/07/27 |

زاهدی پیرزن آسیابان را گفت:گندم مرا آرد کن!وگر نه به دعا خواهم که خرت سنگ شود.زن گفت:خر را رها کن!اگر راست می گویی دعا کن گندمت آرد شود.

منبع:http://aremahei.blogfa.com

+ گردآوري شده توسط دوست در سه شنبه 1388/07/07 |
(دانلود صوت با مداحی علی حاج قربانیhttp://oshagholhosein.com/oshagh/download.php?id=53)

دعاى مُجير

دعائيست رفيع الشأن مروىّ از حضرت رسول صَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَ اله جبرئيل براى آن حضرت آورد
در وقتى آه در مقام ابراهيم عليه السلام مشغول بنماز بود و آفعمى در بلد الا مين و مصباح
اين دعا را ذآر آرده و در حاشيه آن اشاره به فضيلت آن نموده از جمله فرموده هر آه اين دعا را
در ايّام البيض ماه رمضان بخواند گناهانش آمرزيده شود اگر چه بعدد دانه هاى باران و برگ
درختان و ريگ بيابان باشد و براى شفاء مريض و قضاء دين و غنا و توانگرى و رفع غم خواندن آن
نافع است و دعا اين است:
سُبْحانَكَ يا اَللّهُ تَعالَيْتَ يا رَحْمنُ اَجِرْنا مِنَ النّارِ يا مُجيرُ سُبْحانَكَ
منزهى اى خدا برترى تو اى بخشنده پناه ده ما را از آتش اى پناه ده منزهى
يا رَحيمُ تَعالَيْتَ يا آَريمُ اَجِرْنا مِنَ النّارِ يا مُجيرُ سُبْحانَكَ يا مَلِكُ
اى مهربان برترى تو اى آريم پناه ده ما را از آتش اى پناه ده منزهى اى پادشاه
تَعالَيْتَ يا مالِكُ اَجِرْنا مِنَ النّارِ يا مُجيرُ سُبْحانَكَ يا قُدُّوسُ
برترى تو اى مالك پناه ده ما را از آتش اى پناه ده منزهى اى مبرا از هر عيب
تَعالَيْتَ يا سَلامُ اَجِرْنا مِنَ النّارِ يا مُجيرُ سُبْحانَكَ يا مُؤْمِنُ تَعالَيْتَ
برترى تو اى سلامت بخش پناه ده ما را از آتش اى پناه ده منزهى اى امان بخش برتر آمدى
يا مُهَيْمِنُ اَجِرْنا مِنَ النّارِ يا مُجيرُ سُبْحانَكَ يا عَزيزُ تَعالَيْتَ يا
اى نگهبان پناه ده ما را از آتش اى پناه ده منزهى اى نيرومند برتر آمدى اى
جَبّارُ اَجِرْنا مِنَ النّارِ يا مُجيرُ سُبْحانَكَ يا مُتَكَبِّرُ تَعالَيْتَ يا مُتَجَبِّرُ
با جبروت و عظمت پناه ده ما را از آتش اى پناه ده منزهى اى داراى بزرگى و آبرياء برتر آمدى اى
صاحب جلال و شوآت
اَجِرْنا مِنَ النّارِ يا مُجيرُ سُبْحانَكَ يا خالِقُ تَعالَيْتَ يا بارِئُ اَجِرْنا
پناه ده ما را از آتش اى پناه ده منزهى اى آفريننده برتر آمدى اى پديد آرنده پناه ده ما را
مِنَ النّارِ يا مُجيرُ سُبْحانَكَ يا مُصَوِّرُ تَعالَيْتَ يا مُقَدِّرُ اَجِرْنا مِنَ
از آتش اى پناه ده منزهى اى صورت ده برتر آمدى اى اندازه گير آارها پناه ده ما را از
النّارِ يا مُجيرُ سُبْحانَكَ يا هادى تَعالَيْتَ يا باقى اَجِرْنا مِنَ النّارِ يا
آتش اى پناه ده منزهى اى راهنما برتر آمدى اى باقى پناه ده ما را از آتش اى
مُجيرُ سُبْحانَكَ يا وَهّابُ تَعالَيْتَ يا تَوّابُ اَجِرْنا مِنَ النّارِ يا مُجيرُ
پناه ده منزهى اى بخشنده برتر آمدى اى توبه پذير پناه ده ما را از آتش اى پناه ده
سُبْحانَكَ يا فَتّاحُ تَعالَيْتَ يا مُرْتاحُ اَجِرْنا مِنَ النّارِ يا مُجيرُ
منزهى اى گشاينده برتر آمدى اى آسايش بخش پناه ده ما را از آتش اى پناه ده
سُبْحانَكَ يا سَيِّدِى تَعالَيْتَ يا مَوْلاىَ اَجِرْنا مِنَ النّارِ يا مُجيرُ
منزهى تو اى آقاى من برترى تو اى سرور من پناه ده ما را از آتش اى پناه ده
سُبْحانَكَ يا قَريبُ تَعالَيْتَ يا رَقيبُ اَجِرْنا مِنَ النّارِ يا مُجيرُ
منزهى تو اى نزديك برترى تو اى مراقب اعمال بندگان پناه ده ما را از آتش اى پناه ده
سُبْحانَكَ يا مُبْدِئُ تَعالَيْتَ يا مُعيدُ اَجِرْنا مِنَ النّارِ يا مُجيرُ
منزهى اى آغاز آن آفرينش برتر آمدى اى بازگرداننده پناه ده ما را از آتش اى پناه ده
سُبْحانَكَ يا حَميدُ تَعالَيْتَ يا مَجيدُ اَجِرْنا مِنَ النّارِ يا مُجيرُ
منزهى اى پسنديده برتر آمدى اى ستوده پناه ده ما را از آتش اى پناه ده
سُبْحانَكَ يا قَديمُ تَعالَيْتَ يا عَظيمُ اَجِرْنا مِنَ النّارِ يا مُجيرُ
منزهى تو اى ديرينه برترى تو اى با عظمت پناه ده ما را از آتش اى پناه ده
سُبْحانَكَ يا غَفُورُ تَعالَيْتَ يا شَكُورُ اَجِرْنا مِنَ النّارِ يا مُجيرُ
منزهى اى آمرزنده برتر آمدى اى پاداش ده سپاسگزاران پناه ده ما را از آتش اى پناه ده
سُبْحانَكَ يا شاهِدُ تَعالَيْتَ يا شَهيدُ اَجِرْنا مِنَ النّارِ يا مُجيرُ
منزهى اى شاهد برترى تو اى گواه پناه ده ما را از آتش اى پناه ده
سُبْحانَكَ يا حَنّانُ تَعالَيْتَ يا مَنّانُ اَجِرْنا مِنَ النّارِ يا مُجيرُ سُبْحانَكَ
منزهى تو اى بسيار مهربان برترى تو اى نعمت بخش پناه ده ما را از آتش اى پناه ده منزهى تو
يا باعِثُ تَعالَيْتَ يا وارِثُ اَجِرْنا مِنَ النّارِ يا مُجيرُ سُبْحانَكَ يا
اى برانگيزنده برترى تو اى ارث بر جهانيان پناه ده ما را از آتش اى پناه ده منزهى تو اى
مُحْيى تَعالَيْتَ يا مُميتُ اَجِرْنا مِنَ النّارِ يا مُجيرُ سُبْحانَكَ يا شَفيقُ
زنده آننده برترى تو اى ميراننده پناه ده ما را از آتش اى پناه ده منزهى تو اى مهربان
تَعالَيْتَ يا رَفيقُ اَجِرْنا مِنَ النّارِ يا مُجيرُ سُبْحانَكَ يا اَنيسُ تَعالَيْتَ
برترى تو اى رفيق پناه ده ما را از آتش اى پناه ده منزهى تو اى همدم برترى تو
يا موُنِسُ اَجِرْنا مِنَ النّارِ يا مُجيرُ سُبْحانَكَ يا جَليلُ تَعالَيْتَ يا
اى مونس پناه ده ما را از آتش اى پناه ده منزهى تو اى شوآتمند برترى تو اى داراى جمال و
جَميلُ اَجِرْنا مِنَ النّارِ يا مُجيرُ سُبْحانَكَ يا خَبيرُ تَعالَيْتَ يا بَصيرُ
زيبايى پناه ده ما را از آتش اى پناه ده منزهى تو اى آگاه برترى تو اى بيناى
اَجِرْنا مِنَ النّارِ يا مُجيرُ سُبْحانَكَ يا حَفِىُّ تَعالَيْتَ يا مَلِىُّ اَجِرْنا مِنَ
به آارها پناه ده ما را از آتش اى پناه ده منزهى تو اى مهربان برترى تو اى بى نياز مطلق پناه ده ما
را
النّارِ يا مُجيرُ سُبْحانَكَ يا مَعْبُودُ تَعالَيْتَ يا مَوْجُودُ اَجِرْنا مِنَ النّارِ
از آتش اى پناه ده منزهى اى معبود حقيقى برتر آمدى اى موجود بالذات پناه ده ما را از آتش
يا مُجيرُ سُبْحانَكَ يا غَفّارُ تَعالَيْتَ يا قَهّارُ اَجِرْنا مِنَ النّارِ يا مُجيرُ
اى پناه ده منزهى اى آمرزش پيشه برترى تو اى داراى قهر و سطوت پناه ده ما را از آتش اى پناه
ده
سُبْحانَكَ يا مَذْآُورُ تَعالَيْتَ يا مَشْكُورُ اَجِرْنا مِنَ النّارِ يا مُجيرُ
منزهى تو اى ياد شونده برترى تو اى سپاس دارنده پناه ده ما را از آتش اى پناه ده
سُبْحانَكَ يا جَوادُ تَعالَيْتَ يا مَعاذُ اَجِرْنا مِنَ النّارِ يا مُجيرُ سُبْحانَكَ
منزهى تو اى بخشنده برترى تو اى پناهگاه پناه ده ما را از آتش اى پناه ده منزهى تو
يا جَمالُ تَعالَيْتَ يا جَلالُ اَجِرْنا مِنَ النّارِ يا مُجيرُ سُبْحانَكَ يا سابِقُ
اى (اصل هر) زيبايى برترى تو اى (بخشنده هر) بزرگوارى پناه ده ما را از آتش اى پناه ده منزهى تو
اى سبقت گيرنده
تَعالَيْتَ يا رازِقُ اَجِرْنا مِنَ النّارِ يا مُجيرُ سُبْحانَكَ يا صادِقُ
برترى تو اى روزى دهنده پناه ده ما را از آتش اى پناه ده منزهى تو اى راست گفتار
تَعالَيْتَ يا فالِقُ اَجِرْنا مِنَ النّارِ يا مُجيرُ سُبْحانَكَ يا سَميعُ تَعالَيْتَ
برترى تو اى شكافنده پناه ده ما را از آتش اى پناه ده منزهى تو اى شنوا برترى تو
يا سَريعُ اَجِرْنا مِنَ النّارِ يا مُجيرُ سُبْحانَكَ يا رَفيعُ تَعالَيْتَ يا بديعُ
اى شتابنده (در اجابت ) پناه ده ما را از آتش اى پناه ده منزهى تو اى بلند مرتبه برترى تو اى
آفريننده
اَجِرْنا مِنَ النّارِ يا مُجيرُ سُبْحانَكَ يا فَعّالُ تَعالَيْتَ يا مُتَعالُ اَجِرْنا
پناه ده ما را از آتش اى پناه ده منزهى تو اى آننده (آنچه بخواهى ) برترى تو اى والامرتبه پناه ده ما
را
مِنَ النّارِ يا مُجيرُ سُبْحانَكَ يا قاضى تَعالَيْتَ يا راضى اَجِرْنا مِنَ
از آتش اى پناه ده منزهى تو اى داور برترى تو اى راضى پناه ده ما را از
النّارِ يا مُجيرُ سُبْحانَكَ يا قاهِرُ تَعالَيْتَ يا طاهِرُ اَجِرْنا مِنَ النّارِ يا
آتش اى پناه ده منزهى تو اى چيره بر خلق برترى تو اى پاآيزه پناه ده ما را از آتش اى
مُجيرُ سُبْحانَكَ يا عالِمُ تَعالَيْتَ يا حاآِمُ اَجِرْنا مِنَ النّارِ يا مُجيرُ
پناه ده منزهى تو اى دانا برترى تو اى حكمران پناه ده ما را از آتش اى پناه ده
سُبْحانَكَ يا دآئِمُ تَعالَيْتَ يا قآئِمُ اَجِرْنا مِنَ النّارِ يا مُجيرُ سُبْحانَكَ
منزهى تو اى جاويدان برترى تو اى قيام آننده به امور خلق پناه ده ما را از آتش اى پناه ده منزهى
تو
يا عاصِمُ تَعالَيْتَ يا قاسِمُ اَجِرْنا مِنَ النّارِ يا مُجيرُ سُبْحانَكَ يا غَنِىُّ
اى نگهدار برترى تو اى قسمت آننده روزى پناه ده ما را از آتش اى پناه ده منزهى تو اى بى نياز
تَعالَيْتَ يا مُغْنى اَجِرْنا مِنَ النّارِ يا مُجيرُ سُبْحانَكَ يا وَفِىُّ تَعالَيْتَ
برترى تو اى بى نياز آننده پناه ده ما را از آتش اى پناه ده منزهى تو اى وفادار برترى
يا قَوِىُّ اَجِرْنا مِنَ النّارِ يا مُجيرُ سُبْحانَكَ يا آافى تَعالَيْتَ يا شافى
تو اى نيرومند پناه ده ما را از آتش اى پناه ده منزهى تو اى آفايت آننده برترى تو اى شفا دهنده
اَجِرْنا مِنَ النّارِ يا مُجيرُ سُبْحانَكَ يا مُقَدِّمُ تَعالَيْتَ يا مُؤَخِّرُ اَجِرْنا
پناده ده ما را از آتش اى پناه ده منزهى تو اى مقدم دارنده برترى تو اى عقب انداز پناه ده ما را
مِنَ النّارِ يا مُجيرُ سُبْحانَكَ يا اَوَّلُ تَعالَيْتَ يا آخِرُ اَجِرْنا مِنَ النّارِ يا
از آتش اى پناه ده منزهى تو اى اول برترى تو اى آخر پناه ده ما ر از آتش اى
مُجيرُ سُبْحانَكَ يا ظاهِرُ تَعالَيْتَ يا باطِنُ اَجِرْنا مِنَ النّارِ يا مُجيرُ
پناه ده منزهى تو اى پيدا برترى تو اى ناپيدا پناه ده ما را از آتش اى پناه ده
سُبْحانَكَ يا رَجآءُ تَعالَيْتَ يا مُرْتَجى اَجِرْنا مِنَ النّارِ يا مُجيرُ
منزهى تو اى اميد برترى تو اى مايه اميدوارى پناه ده ما را از آتش اى پناه ده
سُبْحانَكَ يا ذَاالْمَنِّ تَعالَيْتَ يا ذَاالطَّوْلِ اَجِرْنا مِنَ النّارِ يا مُجيرُ
منزهى تو اى صاحب نعمت برترى تو اى صاحب احسان پناه ده ما را از آتش اى پناه ده
سُبْحانَكَ يا حَىُّ تَعالَيْتَ يا قَيُّومُ اَجِرْنا مِنَ النّارِ يا مُجيرُ سُبْحانَكَ
منزهى تو اى زنده برترى تو اى پاينده پناه ده ما را از آتش اى پناه ده منزهى تو
يا واحِدُ تَعالَيْتَ يا اَحَدُ اَجِرْنا مِنَ النّارِ يا مُجيرُ سُبْحانَكَ يا سَيِّدُ
اى يگانه برترى تو اى يكتا پناه ده ما را از آتش اى پناه ده منزهى تو اى آقا
تَعالَيْتَ يا صَمَدُ اَجِرْنا مِنَ النّارِ يا مُجيرُ سُبْحانَكَ يا قَديرُ تَعالَيْتَ
برترى تو اى بى نياز پناه ده ما را از آتش اى پناه ده منزهى تو اى توانا برترى
يا آَبيرُ اَجِرْنا مِنَ النّارِ يا مُجيرُ سُبْحانَكَ يا والى تَعالَيْتَ يا مُتَعالى
تو اى بزرگ پناه ده ما را از آتش اى پناه ده منزهى تو اى حكمران برترى تو اى والامقام
اَجِرْنا مِنَ النّارِ يا مُجيرُ سُبْحانَكَ يا عَلِىُّ تَعالَيْتَ يا اَعْلى اَجِرْنا مِنَ
پناه ده ما را از آتش اى پناه ده منزهى تو اى والا برترى تو اى والاتر از همه پناه ده ما را از
النّارِ يا مُجيرُ سُبْحانَكَ يا وَلِىُّ تَعالَيْتَ يا مَوْلى اَجِرْنا مِنَ النّارِ يا
آتش اى پناه ده منزهى تو اى صاحب اختيار برترى تو اى سرور پناه ده ما را از آتش
مُجيرُ سُبْحانَكَ يا ذارِئُ تَعالَيْتَ يا بارِئُ اَجِرْنا مِنَ النّارِ يا مُجيرُ
اى پناه ده منزهى تو اى آفريننده برترى تو اى پديد آرنده پناه ده ما را از آتش اى پناه ده
سُبْحانَكَ يا خافِضُ تَعالَيْتَ يا رافِعُ اَجِرْنا مِنَ النّارِ يا مُجيرُ
منزهى تو اى پايين آرنده برترى تو اى بالا برنده پناه ده ما را از آتش اى پناه ده
سُبْحانَكَ يا مُقْسِطُ تَعالَيْتَ يا جامِعُ اَجِرْنا مِنَ النّارِ يا مُجيرُ
منزهى تو اى به انصاف رفتار آننده برترى تو اى گردآورنده پناه ده ما را از آتش اى پناه ده
سُبْحانَكَ يا مُعِزُّ تَعالَيْتَ يا مُذِلُّ اَجِرْنا مِنَ النّارِ يا مُجيرُ سُبْحانَكَ
منزهى تو اى عزت بخش برترى تو اى ذلت بخش پناه ده ما را از آتش اى پناه ده منزهى تو
يا حافِظُ تَعالَيْتَ يا حَفيظُ اَجِرْنا مِنَ النّارِ يا مُجيرُ سُبْحانَكَ يا قادِرُ
اى نگهبان برترى تو اى نگهدار پناه ده ما را از آتش اى پناه ده منزهى تو اى توانا
تَعالَيْتَ يا مُقْتَدِرُ اَجِرْنا مِنَ النّارِ يا مُجيرُ سُبْحانَكَ يا عَليمُ تَعالَيْتَ
برترى تو اى با اقتدار پناه ده ما را از آتش اى پناه ده منزهى تو اى دانا برترى تو
يا حَليمُ اَجِرْنا مِنَ النّارِ يا مُجيرُ سُبْحانَكَ يا حَكَمُ تَعالَيْتَ يا حَكيمُ
اى بردبار پناه ده ما را از آتش اى پناه ده منزهى تو اى داور برترى تو اى فرزانه
اَجِرْنا مِنَ النّارِ يا مُجيرُ سُبْحانَكَ يا مُعْطى تَعالَيْتَ يا مانِعُ اَجِرْنا
پناه ده ما را از آتش اى پناه ده منزهى تو اى عطا ده برترى تو اى مانع از عطا پناه ده ما را
مِنَ النّارِ يا مُجيرُ سُبْحانَكَ يا ضآرُّ تَعالَيْتَ يا نافِعُ اَجِرْنا مِنَ النّارِ
از آتش اى پناه ده منزهى تو اى زيان رسان برترى تو اى سودرسان پناه ما را از آتش
يا مُجيرُ سُبْحانَكَ يا مُجيبُ تَعالَيْتَ يا حَسيبُ اَجِرْنا مِنَ النّارِ يا
اى پناه ده منزهى تو اى اجابت آننده برترى تو اى حسابگر پناه ده ما را از آتش اى
مُجيرُ سُبْحانَكَ يا عادِلُ تَعالَيْتَ يا فاصِلُ اَجِرْنا مِنَ النّارِ يا مُجيرُ
پناه ده منزهى تو اى دادگر برترى تو اى جدا آننده پناه ده ما را از آتش اى پناه ده
سُبْحانَكَ يا لَطيفُ تَعالَيْتَ يا شَريفُ اَجِرْنا مِنَ النّارِ يا مُجيرُ
منزهى تو اى مهربان برترى تو اى شريف پناه ده ما را از آتش اى پناه ده
سُبْحانَكَ يا رَبُّ تَعالَيْتَ يا حَقُّ اَجِرْنا مِنَ النّارِ يا مُجيرُ سُبْحانَكَ يا
منزهى تو اى پروردگار برترى تو اى ثابت پناه ده ما را از آتش اى پناه ده منزهى تو اى
ماجِدُ تَعالَيْتَ يا واحِدُ اَجِرْنا مِنَ النّارِ يا مُجيرُ سُبْحانَكَ يا عَفُوُّ
گرامى برترى تو اى يگانه پناه ده ما را از آتش اى پناه ده منزهى تو اى باگذشت
تَعالَيْتَ يا مُنْتَقِمُ اَجِرْنا مِنَ النّارِ يا مُجيرُ سُبْحانَكَ يا واسِعُ تَعالَيْتَ
برترى تو اى انتقام آش پناه ده ما را از آتش اى پناه ده منزهى تو اى وسيع رحمت برترى تو
يا مُوَسِّعُ اَجِرْنا مِنَ النّارِ يا مُجيرُ سُبْحانَكَ يا رَؤُفُ تَعالَيْتَ يا
اى گشايش بخش پناه ده ما را از آتش اى پناه ده منزهى تو اى مهرورز برترى تو اى
عَطوُفُ اَجِرْنا مِنَ النّارِ يا مُجيرُ سُبْحانَكَ يا فَرْدُ تَعالَيْتَ يا وِتْرُ
با عطوفت پناه ده ما را از آتش اى پناه ده منزهى تو اى يگانه برترى تو اى تك و تنها
اَجِرْنا مِنَ النّارِ يا مُجيرُ سُبْحانَكَ يا مُقيتُ تَعالَيْتَ يا مُحيطُ اَجِرْنا
پناه ده ما را از آتش اى پناه ده منزهى تو اى حافظ و نگهبان برترى تو اى محيط بر هر چيز پناه ده ما
را
مِنَ النّارِ يا مُجيرُ سُبْحانَكَ يا وَآيلُ تَعالَيْتَ يا عَدْلُ اَجِرْنا مِنَ النّارِ
از آتش اى پناه ده منزهى تو اى وآيل برترى تو اى سراسر عدل و داد پناه ده ما را از آتش
يا مُجيرُ سُبْحانَكَ يا مُبينُ تَعالَيْتَ يا مَتينُ اَجِرْنا مِنَ النّارِ يا مُجيرُ
اى پناه ده منزهى تو اى آشكار آننده برترى تو اى ثابت سستى ناپذير پناه ده ما را از آتش اى پناه
ده
سُبْحانَكَ يا بَرُّ تَعالَيْتَ يا وَدُودُ اَجِرْنا مِنَ النّارِ يا مُجيرُ سُبْحانَكَ يا
منزهى تو اى نيكوآار برترى تو اى بسيار مهربان پناه ده ما را از آتش اى پناه ده منزهى تو اى
رَشيدُ تَعالَيْتَ يا مُرْشِدُ اَجِرْنا مِنَ النّارِ يا مُجيرُ سُبْحانَكَ يا نُورُ
ارشاد آننده برترى تو اى رهنمون پناه ده ما را از آتش اى پناه ده منزهى تو اى نور
تَعالَيْتَ يا مُنَوِّرُ اَجِرْنا مِنَ النّارِ يا مُجيرُ سُبْحانَكَ يا نَصيرُ تَعالَيْتَ
برترى تو اى روشنى بخش پناه ده ما را از آتش اى پناه ده منزهى تو اى ياور برترى تو
يا ناصِرُ اَجِرْنا مِنَ النّارِ يا مُجيرُ سُبْحانَكَ يا صَبُورُ تَعالَيْتَ يا
اى يارى ده پناه ده ما را از آتش اى پناه ده منزهى تو اى بردبار برترى تو اى
صابِرُ اَجِرْنا مِنَ النّارِ يا مُجيرُ سُبْحانَكَ يا مُحْصى تَعالَيْتَ يا
شكيبا پناه ده ما را از آتش اى پناه ده منزهى تو اى شمارنده برترى تو اى
مُنْشِئُ اَجِرْنا مِنَ النّارِ يا مُجيرُ سُبْحانَكَ يا سُبْحانُ تَعالَيْتَ يا دَيّانُ
ايجاد آننده پناه ده ما را از آتش اى پناه ده منزهى تو اى منزه برترى تو اى آيفر ده
اَجِرْنا مِنَ النّارِ يا مُجيرُ سُبْحانَكَ يا مُغيثُ تَعالَيْتَ يا غِياثُ اَجِرْنا
پناه ده ما را از آتش اى پناه ده منزهى تو اى فريادرس برترى تو اى دادرس پناه ده ما را
مِنَ النّارِ يا مُجيرُ سُبْحانَكَ يا فاطِرُ تَعالَيْتَ يا حاضِرُ اَجِرْنا مِنَ
از آتش اى پناه ده منزهى تو اى آفريننده برترى تو اى حاضر پناه ده ما را از
النّارِ يا مُجيرُ سُبْحانَكَ يا ذَاالْعِزِّ والْجَمالِ تَبارَآْتَ يا ذَاالْجَبَرُوتِ
آتش اى پناه ده منزهى تو اى صاحب عزّت و زيبايى بزرگى تو اى صاحب جبروت
وَالْجَلالِ سُبْحانَكَ لا اِلهِ اِلاّ اَنْتَ سُبْحانَكَ اِنّى آُنْتُ مِنَ الظّالِمينَ
و جلال منزهى تو معبودى جز تو نيست ((منزهى تو و همانا من از ستمگرانم
فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَنَجَّيْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَآَذلِكَ نُنْجىِ الْمُؤ مِنينَ وَصَلَّى اللّهُ
پس مستجاب آرديم دعاى او (يعنى يونس ) را و او را از اندوه نجاتش داديم و اين چنين مؤ منين را
نجات بخشيم )) و درود
عَلى سَيِّدِنا مُحَمَّدٍ وَآلِهِ اَجْمَعينَ وَالْحَمْدُلِلّهِ رَبِّ الْعالَمينَ وَحَسْبُنَا
خدا بر آقاى ما محمد و آلش همگى و ستايش خاص پروردگار جهانيان است و خدا ما را بس است
اللّهُ وَ نِعْمَ الْوَآيلُ وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللّهِ الْعَلىِّ العَظيمِ

و او نيكو وآيلى است و جنبش و نيرويى نيست جز به خداى والاى بزرگ

منبع : http://www.labbaik.ir

+ گردآوري شده توسط دوست در شنبه 1388/05/31 |
فرق انجمن حجتيه با سائر منتظران اين است؛ انجمن حجتيه به يك امامي كه در دسترس نيست، معتقد است.آن 313 نفري كه قيام مي كنند به همراه حضرت، شاگردان آن حضرتند كه وجود مبارك امام راحل يكي از آن 313 نفر مي تواند باشد. حضرت 313، شاگردي مثل امام دارد تا بتواند حكومت كلان جهاني تشكيل بدهد.

اين اوصاف سه گانه اي كه ما درباره حضرت ولي عصر(ع) معتقديم }يعني مصلح شخصي موجود موعود بودن{، در قبالش يك وظائفي هم متوجه ما مي شود. ما به مهدي قائم غائب معتقديم؛ فرق ما با انجمن حجتيه اين است. آنكه به غائب معتقد است، اگر آن حضرت ظهور بكند، در برابر آن حضرت مي ايستد؛ مثل اينكه در برابر شاگرد آن حضرت ايستاد ! ما به كسي معتقديم كه هم اكنون قائم است، ما را به قيام دعوت مي كند. ما اگر قياممان به كمال برسد، شبيه قيام يك امت در برابر رهبر غائي بشود؛ آنوقت آن غيبتش به حضور و ظهور تبديل مي شود. هر وقت ما لائق شديم، او ظهور مي كند. اين به عقل جمعي ما و به عمل جمعي ما وابسته است.

فرق انجمن حجتيه با سائر منتظران اين است؛ انجمن حجتيه به يك امامي كه در دسترس نيست، معتقد است.آن 313 نفري كه قيام مي كنند به همراه حضرت، شاگردان آن حضرتند كه وجود مبارك امام راحل يكي از آن 313 نفر مي تواند باشد. حضرت 313، شاگردي مثل امام دارد تا بتواند حكومت كلان جهاني تشكيل بدهد؛ اين گوشه اي از آن حكومت است.

قيام امام راحل،نمونه قيام حضرت حجت (ع)
اينكه عدّه اي كه با آن حضرت مخالفت مي كنند، سر انجام او را شهيد مي كنند، به همين مناسبت است. او گرچه يملأ الله ب ه الأرض ق سطاً و عدلاً (1) امّا بدون درگيري نيست، بدون زحمت نيست. او هزارها برابر عفو و رأفت و عاطفه و مهرباني دارد، ولي يك چند جائي هم بالأخره قهر و خشم و غضب و اش دّاء علي الكفّار(2) و امثال ذلك را دارد؛ بالأخره هم آن حضرت را شهيد مي كنند. عصاره و نمودار و نمونه قيام آن حضرت همين قيام امام راحل و انقلاب اسلامي و اينها بود.

شما ديديد مردم ايران هيچ گناهي نداشتند. جرمشان فقط تشيع بود ! بيش از 300 باربه اين پاسگاه هاي مرزي غرب كشور حمله كردند؛ امام به مسئولان دستور داد، فرمود : اقدام نكنيد، قيام نكنيد، صرف نظر كنيد، ما با كسي در جنگ نيستيم، گذشت كنيد؛ تا از هوا و زمين و دريا حمله شروع شد ! ايران نه به كسي حمله كرد، نه خواهان حمله به كسي بود؛ و همه حملات را هم تا حد امكان تحمّل كرد. ديگر با اين انقلاب در افتادن، عليه اين انقلاب موضع گرفتن، امام را به رسميّت نشناختن، اين با انتظار يك رهبر قائم سازگار نيست !! اينها مشكلشان اين است كه به مهدي غائب معتقدند؛ ما به مهدي قائم غائب معتقديم. وقتي به قائم معتقد بوديم، وظيفه ما هم قيام است. هر روز آماده ايم، هر لحظه آماده ايم. وقت، مشخص نيست كه حضرت كي ظهور مي كند !

ضرورت آمادگي در ابعاد نظامي و فرهنگي توسط منتظران
اين روايت نوراني را شايد دهها بار به عرضتان چه در نماز جمعه و چه در اينگونه از مجالس رسانديم كه وقتي از وجود مبارك امام صادق(ع) سئوال مي كنند : وظيفه منتظران چيست، انتظار يعني چه؛ فرمود: و اليع د احدكم قبل خروج ه ] كه آنجا به جاي ضمير، اسم ظاهر دارد[؛ قبل خروج ه و لو ب سهم. فرمود : همه تان قبل از ظاهر شدن آن حضرت آماده باشيد، و لو با يك تير. اگر كسي با اردوي رزمي ـ فرهنگي بسيج همكاري نكند، اهل بسيج نباشد، اهل مبارزات سياسي نباشد، اهل تير اندازي نباشد، اهل آموزش نظامي نباشد، اين چه انتظاري مي تواند داشته باشد ؟!

اين بيان نوراني امام ششم است؛ فرمود : اگر منتظري، ولو با يك تير خودت را آماده كن ! معلوم مي شود اگر اهل قلمي، قلمت بايد كار مجاهدان نستوه را بكند. اگر اهل بياني، بيان هم احد القلمين است، و قلم هم احد اللّسان ين است، بايد آن كار را بكند. اگر اهل نيروي رزمي هستي، با يك تير خودت را آماده بكن. بالأخره يا آن، يا اين ! اگر كسي نه اهل قلم باشد، نه اهل بيان باشد، نه اهل تير باشد؛ اين چه انتظاري دارد ؟!

اساس هدايت ها بر محور ( كيمياگري )
چنين امتي كم كم مي رود به سمت و سوئي كه اوّل با جاذبه حركت كند، بعد كيمياگري، او را حل كند.مناجات شعبانيّه را قبل از اينكه بخوانيم، اوّل مطالعه بكنيم، مباحثه بكنيم، بعد بخوانيم؛ در اين مناجات شعبانيّه وجود مبارك حضرت امير و سائر ائمه (عليهم السّلام) به خدا عرض مي كنند : خدايا ! آن وقتي كه تو مرا براي محبّتت بيدار كردي، من متنبّه شدم. ايقظتن ي ل محبّت ك (3) اين حالت همان حالت جاذبه است، اوّلاً؛ كيمياگري است، ثانياً.
درس و بحث تا يك حدودي اثر دارد. انسان را تا كي بترسانند كه اگر گناه كردي، جهنّم مي روي ؟! تا كي او را تشويق بكنند اگر اطاعت كردي؛ ما به تو ميوه مي دهيم، حوري مي دهيم، مسكن مي دهيم ؟! براي انسان اينها خيلي كوچك است كه به او وعده بدهند اگر تو اطاعت كردي، با خدايت راز و نياز كردي؛ ف ي شغل فاك هون (4)، و م ن دون ه ما جنّتان (5) جنّاأ تجر ي م ن تحت ها الأنهار (6)؛ آيا انسان براي اينهاست ؟! انساني كه فرشته ها زير پاي او پر خود را پهن مي كنند تا او چيزي ياد بگيرد، انسان براي اينها خلق شده است ؟!

ممكن بودن نيل انسان به درجات فوق تصوّرات عادي
اگر ملائكه لتضع اجن حتها تحت اقدام طلاب العلوم(7) يعني اين طالبان علم ديگر الآن ملكوتي اند، با فرشتگان همراهند، روي پر فرشته ها قدم مي گذارند. شما بايد سعي كنيد غدوّها شهرأ و رواحها شهر(8) باشد ! اگر باد توانست ملك سليمان را يكجا جابجا كند، صبح و بامداد به اندازه راه يك ماهه بروند، عصر به اندازه يك راه يك ماهه برود؛ شما كه روي بال فرشتگان نشستيد، چرا يك شبه ره صد ساله طي نكنيد ؟! بالأخره توان باد سليمان همين است، بيش از اين نبود ! راه يك ماهه را در يك پگاه برود، راه يك ماهه را در يك شامگاه برود.

اگر آدم بتواند يك شبه ره صد ساله برود، چرا نرود ؟! چرا خود را هدر بدهد ؟! در بين طلاب هميشه كساني بودند كه اين فيض نصيبشان مي شد. اگر يك بارقه اي در شما طلوع كرد؛ افراط نكنيد، تفريط نكنيد، ولي آن را مغتنم بشماريد. اين راه، آسان است؛ اين حرف ها نه دروغ است، نه مجاز است، نه ا غراق است، نه تشويق محض است؛ ملائكه حق است، پر و بالش حق است، زير پاي طلبه ها فرش كردن آن ملائكه حق است؛ اين طلبه ها روي بال فرشته ها مي روند. اگر روي بال فرشته ها مي روند؛ حدأقلش ملك سليمان است، نه جاي ديگر ! اگر كسي يك شبه ره صد ساله نرود، از اين مركب استفاده نكرده است.

(1) مستدرك الوسائل / 12 / 283 (2) فتح / 29
(3) اقبال الأعمال / 686 (4) يس / 55
(5) الرّحمن / 62 (6) بقره / 25
(7) الكافي / 1 / 34 (8) سبأ / 12

*سخنراني آيت الله جوادي آملي (دامت بركاته) در ديدار با جمع كثيري از طلاب، فضلاء، دانشجويان و اقشار مختلف مردم قم به مناسبت ميلاد حضرت ولي عصر (عج) قم ؛ دفتر مقام معظّم رهبري ـ 1381

منبع : rajanews.com

+ گردآوري شده توسط دوست در پنجشنبه 1388/05/15 |
سرخوش زسبوي غم پنهاني خويشم
چون زلف تو سرگرم پريشاني خويشم

در بزم وصال تو نگويم زكم و بيش
چون آينه خو كرده به حيراني خويشم

لب باز نكردم به خروشي و فغاني
من محرم راز دل طوفاني خويشم

يك چند پشيمان شدم از رندي و مستي
عمريست پشيمان زپشيماني خويشم

از شوق شكرخند لبش جان نسپردم
شرمنده جانان زگران جاني خويشم

بشكسته‌تر ازخويش نديدم به همه عمر
افسرده دل از خويشم و زنداني خويشم

هر چند امين، بسته دنيا نيم اما
دلبسته ياران خراساني خويشم


منبع: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8605310460

+ گردآوري شده توسط دوست در شنبه 1388/05/03 |
ستايش خداوندي را سزاست كه صفتي بر صفت ديگرش پيشي نگرفته تا بتوان گفت:پيش از آن كه آخر باشد اوّل است و قبل از آن كه باطن باشد ظاهر است.هر واحد و تنهايي جز او، اندك است، هر عزيزي جز او ذليل، و هر نيرومندي جز او ضعيف و ناتوان است، هر مالكي جز او بنده، و هر عالمي جز او دانش آموز است، هر قدرتمندي جز او، گاهي توانا و زماني ناتوان است، هر شنونده‏اي جز خدا در شنيدن صداهاي ضعيف كر و برابر صداهاي قوي، ناتوان است و آوازهاي دور را نمي‏شنود.هر بيننده‏اي جز خدا، از مشاهده رنگ‏هاي ناپيدا و اجسام بسيار كوچك ناتوان است، هر ظاهري غير از او پنهان، و هر پنهاني جز او آشكار است.مخلوقات را براي تقويت فرمانروايي، و يا براي ترس از آينده، يا ياري گرفتن در مبارزه با همتاي خود، و يا براي فخر و مباهات شريكان، و يا ستيزه جويي مخالفان نيافريده است.بلكه همه، آفريده‏هاي او هستند و در سايه پرورش او، بندگاني فروتن و فرمانبردارند.خدا در چيزي قرار نگرفته تا بتوان گفت در آن جاست، و دور از پديده‏ها نيست تا بتوان گفت از آنها جداست.آفرينش موجودات او را در آغاز ناتوان نساخته، و از تدبير پديده‏هاي آفريده شده باز نمانده است، نه به خاطر آنچه آفريده قدرتش پايان گرفته و نه در آنچه فرمان داد و مقدّر ساخت دچار ترديد شد.بلكه فرمانش استوار، و علم او مستحكم، و كارش بي تزلزل است.خدايي كه به هنگام بلا و سختي به او اميدوار، و در نعمت‏ها از او بيمناكند.

منبع: http://www.emam12.com

+ گردآوري شده توسط دوست در یکشنبه 1388/04/14 |